ورود اعضا [Sign in]  |  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟
جستجوی پيشرفته مطالب   |
شناسنامه نشريات مطالب همه مجلات مطالب مجلات علمي، پژوهشي مطالب روزنامه ها
   جستجو:    
 
روزنامه اعتماد86/1/26: و آنگاه خورشيد سرد شد...
magiran.com  > روزنامه اعتماد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 2186
دوشنبه دهم اسفندماه 1388



تبليغات




 
MGID3291
magiran.com > روزنامه اعتماد > شماره 1367 26/1/86 > صفحه 10 (سينما) > متن
 
      


و آنگاه خورشيد سرد شد...
در حاشيه خون بازي

نويسنده: مريم قهرماني


    نفريني ايتاليايي هست با اين مضمون: «الهي به درد سگي دچار بشي که سوهان ليس مي زنه،» به اين دليل که در چنين وضعيتي لذت سگ از ليسيدن سوهان بيشتر از دردي است که حس مي کند. به اين ترتيب او آنقدر به خوردن خون خود مشغول مي شود تا از بين برود. اين مشغوليت با آزردگي خود، در مواردي از رفتار انسان نيز نمود مي يابد و او را در وضعيت هاي خواسته يا ناخواسته لذت از آزار خود قرار مي دهد. نشئگي از نمونه هاي بارز اين بازي است. مساله درخور توجه، تمايل امروز بشر به سمت درک بيشتر اين نوع خاص از لذت است.
    
    خون بازي گزارش تصويري سياه و سفيد درباره اين نسل به سيم آخر زده است. کاربرد فعل زدن در اثر به صورت بارزي به خودزني نسلي از خود بريده و متلاشي اشاره دارد. مواجهه مخاطب با اجراهاي متفاوت فعل زدن در اثر دقيقاً به همين نکته برمي گردد. وقتي سارا را در حال زدن مواد مي بينيم يا وقتي او را در حال زدن رگ. و حتي وقتي که با خطاب و هدف قرار دادن خود به عنوان تنها کسي که پيش رو دارد، مي گويد: «ديگه هيچي ندارم، بزنم.» اگرچه هسته اصلي قصه حول مصائب اعتياد سارا مي گذرد اما در حواشي آن با طرح مساله بزرگي مواجهيم. ما سارا را در وضعيت برزخي و آويزاني بين سياه و سفيد مي بينيم. تقلاي او به ترک مصرف و اشتياقش به پوشيدن لباس عروسي و دل دادن به تماس هاي کسي که دارد به سمت او مي آيد در پس زمينه سياهي ناشي از سفيدي که به شدت او را احاطه کرده و ناتواني اش را به شکل تمايل ناخواسته براي مصرف هر بار آخرش تصوير مي کند. اين وضعيت دوگانگي در شهر و جاده به يک اندازه قابل سرايت نشان داده مي شود و در خلال روايت سردرگمي سارا با صحنه هايي از ازدحام هم نسلان او در پاساژ و خيابان و جاده مواجه مي شويم. سارا به ما مي گويد: «همه شون مي زنن الان نه دو سال ديگه همه شون مثل منن.» اين «زدگي» - به شيوه هايي که شرح آن رفت - به صورت آشکار و پنهان از حقيقت تلخي که همه چيز را به خود آغشته کرده مي گويد. مسير حرکت درد در «خون بازي» از سطح به عمق و حرکت نشانه هاي ناشي از آن از عمق به سطح نشان داده مي شود و سارا به عنوان شاخص نسل خود با نشانه هاي دور چشم و روي دستانش، به شکل نماديني از آينده مسري و مشترک ديگراني که دورتر از او در حال رقص و شادي هستند، سخن مي گويد.
    
    روايت بين دو نقطه روشن در زمينه يي نيمه تاريک شکل مي گيرد. سارا و مادرش در جاده يي سرسبز و گاه باراني به سوي اميدي که در راه نيست و راه به سمت اوست در حرکتند. مشخصه اصلي خون بازي همين است. مقصدي به نام «ليلا» که قرار است سرنوشت محتوم سارا را به شکلي که براي مخاطب تعريف نمي شود، تغيير دهد. تمام اتفاقاتي که قرار است به دست «ليلا» بيفتد با دل سارا در ارتباط است. مادر مي گويد: «اين بار فرق مي کنه، سارا «ليلا» رو دوست داره.» اميدي که مادر سياهپوش را بغل گرفته است، منتظر ساراست و با تماس هاي مکرر از وضعيت و موقعيت او آگاهي مي يابد. اميدي که رابطه يي دو سويه ايجاد کرده و از انفعال ناشي از انتظار کشيده شدن دور مي شود. انتخاب نام ليلا براي مقصد نهايي، به دليل پتانسيلي که اين نام در خود دارد نمي توانسته بي دليل باشد.
    
    در سمت ديگر روايت «آرش» قرار دارد به عنوان نيروي محرکه اصلي براي سفر دروني و بيروني سارا. تنها بارقه هاي خنده سارا را در گفت وگوي با او مي بينيم و موسيقي متن اثر نيز به مدد زنگ موبايل سارا که به آرش اختصاص داده شده، شکل گرفته است. در طول مسير صداي پيگير زنگ هاي ليلا و آرش يک لحظه سارا و مخاطب را به خود وانمي گذارند.
    
    بني اعتماد در مصاحبه يي گفته است که پرداختن به اعتياد يک زن، به اين خاطر است که اين مساله در زنان شکل پنهان تري و من مي گويم ويرانگرانه تري دارد. اگرچه همه به يک اندازه آنچنان که «ليلا» مي گويد در معرضند ولي بايد پذيرفت که آسيب پذيري زنان در قبال مسائل مشخص و نامشخص فرهنگي و اجتماعي غيرقابل مقايسه با موارد مشابه در مردان است. زنان در چنين وضعيتي خود را به شکل ناخواسته يي به درون احتمالات ديگري پرتاب مي کنند که چه بسا ويرانگرتر از خود اعتياد است. اگرچه عنوان کردم که خون بازي تنها تلنگري به مساله اعتياد مي زند و محدوده بزرگتري از خودويراني را شامل مي شود. از ميان آثار ساخته شده با موضوع اعتياد در جشنواره بيست و پنجم، سنتوري با پرداختي کليشه يي به اين قضيه درست در نقطه مقابل خون بازي قرار مي گيرد. امروزه مساله اعتياد ناشي از هيچ چيز نبوده و به شکل يک بازي به اجتماع آدم ها راه يافته است. اين بازي در نام تکان دهنده اثر نمود پيدا کرده است و تشابه آن با جانبازي و خودبازي به تداعي خودزني و خودويراني و خودکشي منجر مي شود. مساله يي که فراگيرتر از اعتياد و پنهان تر از آن در اين اجتماع رسوخ کرده و آن را با سرعت نامحسوسي به سمت نابودي پيش مي برد.
    
    در نهايت مخاطب سارا را پشت شيشه يي که نور وضوح ديدش را محدود کرده، در کنار ليلا ترک مي کند و در حالي که روي سفيدي پايان فيلم متمرکز شده و نفس راحتي مي کشد به جواب سوالي فکر مي کند که چه چيزي مي توانست سارا را نجات بدهد؟
    
    
    و آنگاه خورشيد سرد شد... / در حاشيه خون بازي مريم قهرماني
    




    دفعات مطالعه اين مطلب: 74 بار
      

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

تبليغات
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
كيهان
ساير روزنامه ها را در سايت هاي اختصاصي شان مطالعه نماييد.
 پيشخوان
Iranian Endodontic Journal
متن مطالب شماره 2 (پياپي 502)، Spring 2010را در magiran بخوانيد.

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1389-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.

توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.
 
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655

فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوی اخبار و مطالب منتشر شده در نشريات اطلاعی نداريم!

توصيه می کنيم هنگام استفاده از اين سايت یه ويژه در هنگام جستجو از مرورگر IE استفاده کنيد.