 
|
راهکارهاي اتحاد و انسجام
نويسنده: حامد عبداللهي
سال 86 شايد متفاوت از سال هاي پيشين نام گذاري شد . در واقع امسال نه به خاطر مناسبت تقويمي بلکه به خاطر وجود دو عنصر تخريبي دشمن ، و براي جلوگيري از تهاجم آن ، به رمز يا نام وحدت ملي و انسجام اسلامي ، ناميده شد. اين دو عنصر عملياتي دشمن عبارت است از :« ايجاد تفرقه و تضعيف وحدت ملي ايرانيان و اختلاف در جهان اسلام. »اکنون بايد ديد براي رسيدن به وحدت ملي و انسجام اسلامي در طول يک سال ، چه راهکار هايي وجود دارد: الف : وحدت ملي : 1. ميهن اسلامي ما ايران از ده ها نژاد و گويش و طايفه تشکيل شده است . تنوع دين و مذهب نيز از ديگر ويژگي هاي اين کشور پهناور است . گرچه هر خطه نامي و هر فرقه ديني و هر طايفه گويشي دارند اما برابر قانون اساسي و اکثريت جامعه و تاريخ گذشته اين سرزمين ، زبان رسمي ، فارسي و دين رسمي ، اسلام و مذهب شيعه است .جداي هرگونه تعصب و خود محوري ، احترام همه اقوام ايراني به اين موارد رسمي قانون اساسي ، يک اصل مهم در ايجاد اتحاد و همدلي است . چه اين که همگرايي به سوي نقطه مشترک و تافته جدا بافته نبودن، رمز و لازمه اتحاد است و جز آن عمل کردن به دور از خرد .رعايت قوانين اسلامي در جامعه ، احترام به باورهاي شيعي و پاسداشت زبان شيرين فارسي ، چيزي است که هر ايراني با پايبندي به آن قدمي در راه اتحاد برداشته است. 2 .واقعيت جامعه متکثر ايراني ، تنوع گرايش هاي ديني مذهبي ، زبان و گويش است . همواره بايد به خاطر داشت که افتخارات و امتيازات هر دسته و گروهي در مجموعه خود ، محترم و عزيز است و نبايد پافشاري بر مسايل ملي باعث زير پانهادن خرده فرهنگ ها و رسوم محلي شود. همساني امور فرهنگي به ويژه زبان و ادبيات با حساسيت هاي بومي ، نقش کارسازي در احساس هم نوعي ايجاد مي کند . به ديگر سخن ، اهميت دادن به گويش ها ، آداب و رسوم محلي و داستان ها و قهرمان ها نه تنها موجب جدايي و تشتت نيست بلکه حس احترام مشترک و متقابل را ايجاد مي کند . آنگاه که يک قوم ايراني خود را ميان ديگر هم وطنان ، داراي شخصيت رسمي و معتبري ببيند، علايق ملي و همگرايي فراگروهي در او تقويت مي شود.استفاده از زبان ها و گويش هاي محلي چون کردي، لري، ترکي، عربي و... و نيز ترويج و شناسايي فرهنگ هاي بلوچي ، زابلي ، ترکمني ، آذري ، گيلکي و... يک فرصت است براي تحريک عواطف پاک اقوام ايراني که در کنار هم ايران را مي سازند. 3. نکته ديگري که در هر جامعه انساني قابل فهم و اجراست، حرکت به سوي خواست هاي ملي و عزت آور است . جامعه ايراني هنوز از ملي شدن صنعت نفت ، پيروزي انقلاب اسلامي و بيرون راندن سردمداران پهلوي، تسخير لانه جاسوسي و مقابله با استکبار جهاني در هشت سال دفاع مقدس ، به خود مي بالد و افتخار مي کند. تکريم چنين پيروزي ها و نگهباني از چنين روحيه هايي را نبايد به فراموشي سپرد . توليد علم و نهضت نرم افزاري نيز در همين راستا مي تواند علاوه بر پيشرفت کشور ، مايه مباهات و دستاوردهاي غرور آفرين باشد . دانش انرژي هسته اي از همين مقوله هاست که اگر با اعتماد دوجانبه مسئولان و مردم همراه شود فرصتي است تا فرزندان اين ميهن اسلامي ، اهتزاز پرچم مقدس جمهوري اسلامي ايران را در نگاه هر بيگانه اي ، به نمادي از قدرت ، افتخار و شکوه بنمايانند . کاري که نمونه بسيار نازل آن را در ميادين ورزشي بارها ديده ايم . اين حس مشترک ملي براي هر ايراني در هر کجاي جهان که باشد شيرين است و نمي توان آن را محاصره يا مصادره کرد . انسجام اسلامي : 1 .اختلاف عقيده همان قدر که ميان دو کيش وجود دارد و مي تواند مايه تنازع و درگيري شود، در ميان هم کيشان نيز تنش زاست . از اين رو چنان چه در جامعه ، وحدت ملي ، يک ضرورت باشد ، بايد با تسامح در باره نقاط اختلاف برخورد کرد و اشتراک ها را پررنگ تر از اختلاف ها ديد . اين نه به اين معني است که دسته اي از بخشي از باورهاي خود دست بردارد بلکه همزيستي ايجاب مي کند ، حلقه هاي اتصال را بيروني تر و گره هاي جدايي را دروني تر چيد. نگاه هاي تکفيري ، انحصار هدايت يافتگي در فرقه خود و تنگ نظري هايي که در ذات هيچ دين آسماني وجود ندارد، عامل مخرب وحدت است که عقلاي قوم، دست کم براي جلوه آبرومندي مذهب خود بايستي به تلطيف فضاي ايماني و رفتارهاي مذهبي بپردازند . 2. باز تعريف انديشه و راهکارهاي وحدت ، با تاکيد بر صراحت و شفافيت ، سازه قدرتمندي در ساختار همگرايي و کاهش شکنندگي آن است . اعتماد دوجانبه به رعايت اصول وحدت و وفاداري به ملزومات آن از همين تعريف به دست مي آيد . واضح تر آنکه بايد همه به نتيجه برسيم که چه انگيزه اي از وحدت داريم؟ منظورمان از وحدت چيست و راهکار و محدوده آن کدام است ؟ بر سر چه چيزي مي خواهيم متحد شويم؟ و تکليف اختلاف ها چه مي شود؟ نبود منشور جامع و مانع که مورد اتفاق همه گروه ها و دسته ها باشد و بدرستي ، مفهوم همسنگري و همزيستي را توضيح دهد ، خود مشکلي است که سوء تفاهم ها و کج فهم هايي را درپي خواهد داشت که آفت وحدت است . در اين زمينه روشنفکران و علماي اسلامي که ذهني فارغ از تعصبات جاهلي دارند و مي توانند به واقعيات بزرگ تر و فرامذهبي بيانديشند ، وظيفه اي گران و تاريخي دارند . مقام معظم رهبري در اين باره مي فرمايند : «تدوين منشور وحدت اسلامي به همت علماي اسلام، ضروري و مطالبه اي تاريخي است که اگر امروز به اين وظيفه عمل نشود، نسلهاي بعدي ما را مواخذه خواهند کرد» اکنون در سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي ، نيکوست به برخي از اصول پوياي قانون اساسي نگاهي بيفکنيم و اصولي وحدت آفرين که نبايد از آن غفلت کرد را مرور کنيم : اصل 11 :به حکم آيه کريمه “ان هذه امتکم امه واحده و اناربکم فاعبدون” همه مسلمانان يک امت اند و دولت جمهوري اسلامي ايران موظف است سياست کلي خود را بر پايه ائتلاف و اتحاد ملل اسلامي قرار دهد و کوشش نيز به عمل آورد تا وحدت سياسي، اقتصادي و فرهنگي جهان اسلام را تحقق بخشد. اصل 12 :دين رسمي ايران، اسلام و مذهب جعفري اثني عشري است و اين اصل الي الابد غير قابل تغيير است و مذاهب ديگر اسلامي اعم از حنفي، شافعي، مالکي، حنبلي و زيدي داراي احترام کامل مي باشند و پيروان اين مذاهب در انجام مراسم مذهبي، طبق فقه خودشان آزادند و در تعليم و تربيت ديني و احوال شخصيه (ازدواج، طلاق، ارث و وصيت) و دعاوي مربوط به آن در دادگاه ها رسميت دارند و در هر منطقه اي که پيروان هر يک از اين مذاهب اکثريت داشته باشند، مقررات محلي در حدود اختيارات شوراها بر طبق آن مذهب خواهد بود، با حفظ حقوق پيروان ساير مذاهب. اصل 13 :ايرانيان زرتشتي، کليمي و مسيحي تنها اقليت هاي ديني شناخته مي شوند که در حدود قانون در انجام مراسم ديني خود آزادند و در احوال شخصيه و تعليمات ديني بر طبق آيين خود عمل مي کنند. اصل 14 :به حکم آيه شريفه “لاينهاکم الله عن الدين لم يقاتلوکم في الدين و لم يخرجوکم من ديارکم ان تبروهم و تقسطوااليهم ان الله يحب المقسطين” دولت جمهوري اسلامي ايران و مسلمانان موظفند نسبت به افراد غير مسلمان با اخلاق حسنه و قسط و عدل اسلامي عمل نمايند و حقوق انساني آنان را رعايت کنند. اين اصل در حق کساني اعتبار دارد که بر ضد اسلام و جمهوري اسلامي ايران توطئه و اقدام نکنند. اصل 15 :زبان و خط رسمي و مشترک مردم ايران فارسي است. اسناد و مکاتبات و متون رسمي و کتب درسي بايد با اين زبان و خط باشد ولي استفاده از زبانهاي محلي و قومي در مطبوعات و رسانه هاي گروهي و تدريس ادبيات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسي آزاد است. اصل 16 :از آنجا که زبان قرآن و علوم و معارف اسلامي عربي است و ادبيات فارسي کاملا با آن آميخته است اين زبان بايد پس از دوره ابتدايي تا پايان دوره متوسطه در همه کلاسها و در همه رشته ها تدريس شود. اصل 17 :مبداء تاريخ رسمي کشور هجرت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله وسلم) است و تاريخ هجري شمسي و هجري قمري هر دو معتبر است، اما مبناي کار ادارات دولتي هجري شمسي است. تطعيل رسمي هفتگي روز جمعه است. اصل 18 :پرچم رسمي ايران به رنگهاي سبز و سفيد و سرخ با علامت مخصوص جمهوري اسلامي و شعار “الله اکبر” است. اصل 19 :مردم ايران از هر قوم و قبيله که باشند از حقوق مساوي برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اينها سبب امتياز نخواهد بود. اصل 20 :همه افراد ملت اعم از زن و مرد يکسان در حمايت قانون قرار دارند و از همه حقوق انساني، سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي با رعايت موازين اسلام برخوردارند. به نقل ازرسا راهکارهاي اتحاد و انسجام حامد عبداللهي
□
دفعات مطالعه اين مطلب: 64 بار
|