ورود اعضا [Sign in]  |  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟
 
جستجوی پيشرفته مطالب   |
شناسنامه نشريات مطالب همه مجلات مطالب مجلات علمي، پژوهشي مطالب روزنامه ها
   جستجو:    
 
روزنامه كيهان88/8/13: خاطره اي تلخ واقعيتي شيرين
magiran.com  > روزنامه كيهان >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 19736
چهارشنبه هفدهم شهريور 1389



تبليغات




 
MGID2827
magiran.com > روزنامه كيهان > شماره 19503 13/8/88 > صفحه 10 (ادب و هنر) > متن
 
 


خاطره اي تلخ واقعيتي شيرين


نويسنده: پژمان كريمي

چند روز پيش، متن گفت وگوي نويسنده و منتقد ادبي «احمد شاكري» را با خبرگزاري فارس مطالعه كردم. او از بي اعتنايي برخي نويسندگان در برابر حوادث پس از انتخابات گله مند بود. با خواندن متن حرف هاي شاكري، خاطره اي تلخ ديگربار در ذهنم تداعي شد. خاطره اي كه بازگويي آن مجالي براي طرح درددل و اشاره اي به واقعيتي مسلم است.
    اوج ناآرامي هاي پس از انتخابات دهم رياست جمهوري بر تهران سايه افكنده بود.دلسوزان ايران و نظام، مي كوشيدند به هر روش و شكل ممكن، به سهم خود شراره فتنه را فرونشانند.
    در حال خواندن يكي از روزنامه هاي صبح، متن گفته هاي دو هنرمند نگاهم را گرفت. آن هنرمندان به عنوان عضوي از جامعه نخبه و پيشرو، با ارائه دلايل عقلاني، خشونت خواهان را به شكيبايي و آرامش دعوت كرده بودند. تصميم گرفتم باچندنفر از هنرمندان عرصه ادبيات و هنر تماس بگيرم و ديدگاهشان را درباره ناآرامي ها جويا شوم. ديدگاه هايي كه به نوبه خود، در روشن كردن حقايق و تزريق آرامش در بطن جامعه تاثيرگذار باشد.
    ابتدا به جمشيد جم زنگ زدم. خواننده سرود مشهور «يار دبستاني من»!
    در يادداشتي و در چند روز پيش نوشته بودم كه «جم» گله مند است. گله مند از عناصر ضدانقلاب كه «يار دبستاني من» را در تجمعات غيرقانوني و ضدميهني پخش مي كنند. او بارها تاكيد كرده است كه سرود ياد شده، به دست منصور تهراني براي انقلاب ساخته شده و او نيز با صداي خود يار دبستاني من را تقديم انقلابيون مسلمان كرده است.
    به هر روي! با جم تماس گرفتم: او هم از رخدادهاي به وجود آمده دلگير بود و نگران! تحركات غيرقانوني را محكوم كرد و آرزو نمود آرامش به فضاي جامعه بازگردد. نفر بعد، مجتبي شاكري بود؛ نويسنده و مدير فرهنگي! او هم با محكوم كردن تحركات اغتشاشگران بر ضرورت رفتار قانونمندارانه تاكيد كرد.
    پس از گفت وگو با شاكري، با دو تن ديگر تماس گرفتم. يكي از آن دو، به عنوان معروف ترين شاعر كودكان، پاي ثابت مسافرت هاي خارجي با بودجه بيت المال و برنده چندين و چند جايزه شاعرانه و.... ديگري كه خود را نويسنده انقلاب معرفي مي كند.
    هنگامي كه از آنها پرسيدم ديدگاه شما نسبت به حوادث فعلي كشور چيست، با پاسخي روبه رو شدم كه تصورش رانمي كردم! هردو گفتند: «نظري نداريم!»
    باورش مشكل بود! شگفت زده شدم! مگر مي شود دو اهل قلمي كه خود را از نسل شاعران و نويسندگان انقلاب مي دانند، سال ها براي انقلاب سروده نوشته اند، در جشنواره هاي گوناگون با موضوع ارزش هاي انقلاب اسلامي و دفاع مقدس به عنوان «داور» و «شركت كننده» ظاهر شده اند، درباره «ناآرامي ها» نظري نداشته باشند؟!
    اين پرسش ها را چندبار در ذهنم تكرار كردم! عصباني شدم! نه به دليل اينكه چرا دو فرد اهل قلم، مانند من فكر نمي كنند، چرا در نقش مدافع انقلاب آشكار نشدند و چرا پرسش مرا بي پاسخ رها كردند. عصباني شدم كه از اينكه چرا سال ها، من و مانند من، هريك به سهم خود، با خبر و گفت وگو، در روابط بينافردي، اينجا و آنجا، به افرادي بها و جايگاه «طرح» هديه كرديم كه نبايد مي كرديم! به عناصري صفت «شاعر و نويسنده انقلابي» عطا كرديم كه نبايد مي كرديم! آيا صرف قلم زدن درباره انقلاب يا دفاع مقدس يا ديگر ارزش ها، كافي است كه عنصري را در رديف هنرمند و اهل قلم انقلابي بدانيم؟! آيا همان دو عزيزي كه در اوج ناآرامي هاي تهران، در قبال حوادث سهمگين اجتماعي، خود را بدون ديدگاه معرفي كردند، از رهگذر صفت «شاعر و نويسنده انقلابي» كم بهره بردند؟!
    به راستي اگر من خود را يك انقلابي مي پندارم و معرفي مي كنم و با قيد همين صفت براي خود در ساحت ادبيات جايگاهي دست و پا مي نمايم، نبايد و توقع نمي رود كه در بزنگاه هاي تاريخي، از قلمم، از آبرويم و از جانم مايه بگذارم؟ مايه گذارم براي پاسداري از انقلاب، دين و كشورم؟
    از ماه ها پيش از 22 خرداد، اتاق هاي فكر غرب، نقشه انقلاب رنگي در ايران را طراحي كردند. در روز 22 خرداد، درحالي كه ساعاتي به پايان راي گيري مانده بود، نامزدي خود را پيروز انتخابات ناميد. روز بعد، هنگامي كه نتيجه انتخاب اكثريت مردم، به نام نامزد ديگري رقم خورد، نامزد شكست خورده دروغ بزرگ «تقلب» را به زبان آورد و هم صدا با رسانه هاي بيگانه و عناصر ضدانقلاب، مردم را به اردوكشي «بر كف خيابان ها» دعوت كرد.
    سلطنت طلبان، منافقين، نيروهاي چپ گرا، دولت هاي استكباري و استعماري و صدها رسانه در حمايت با نامزد شكست خورده، بر طبل آشوب كوفتند. همه آمدند تا درخت انقلاب را در نخستين سال ورود به دهه چهلم حياتش، از بن بركنند. مگر جز اين بود؟ مگر جز اين بود كه يك بار ديگر همه دشمنان داخلي و خارجي دست رفاقت و يكي شدگي داده بودند؟ آيا ناآرامي هاي پس از انتخابات، همان بزنگاهي نبود كه بايد ازانقلاب دفاع مي كرديم؟ آيا نبايد، نسبت به سرنوشت كشور و نظام جمهوري اسلامي، در آن روزها، به هر شكلي در برابر فتنه گران قد برمي افراشتيم؟
    روي سخنم تنها با آن دو عزيز نيست، بسياري ديگر نيز بودند كه «سكوت» كردند و در انزوا و نهان خزيدند. زيرا نگران بودند. نگران «نام شان»، «آبروي شان»، «دنياي شان»! زيرا اينان تنها در هنگام آشتي و ثبات، انقلابي اند! تنها وقتي در جمع انقلابيون خود را جا مي دهند كه «از گل نازكتر نشنوند» و مجبور نباشند از «تعلقات» خود گذر و گذشت كنند.
    جالب است بدانيد يكي از شعرا، تنها به دليل اينكه پسرش به جرم حضور در ناآرامي ها و حركات غيرقانوني دستگير شد، دست از ادعاي انقلابي بودن شسته است و...! مسخره نيست؟!
    بله دوستان! هر ادعايي، هزينه اي دارد! اگر مسلمانيم و پذيرفتيم كه مسلمان بمانيم و بميريم، پس بايد عافيت طلبي را واگذاشت و همچون مسلماني واقعي در مسير آموزه هاي الهي گام برداريم و اين كار دشواري است و عرصه اي كه مجاهدت مي طلبد.
    حرفم را كوتاه مي كنم!
    همه مي دانيم؛ «انقلاب» نيازمند پالايش است و كيست كه نمي داند عرصه هاي خطر و بزنگاه هاي تاريخي، سره از ناسره، دوست و دشمن، و منافق و صادق را مي نمايد و اصالت را شاخص مي گرداند! ناآرامي هاي پس از انتخابات 22 خرداد، يكي از همان عرصه ها و بزنگاه ها بود كه تبديل به ميدان سنجه و ارزيابي ها شد.
    به ياد دارم در همان روزهاي ناآرامي، يكي از نويسندگان در نوشتاري تاكيد كرد «انقلاب، همچون اقيانوسي است كه هر از گاهي، مردار و ناخالصي ها را از درون خود به ساحل پرتاب مي كند!»
    شايد همين واقعيت و نتيجه شيرين است كه تلخي خاطره از «بدعهدي ايام» و «نارفيقي ها» را از حافظه و دلم مي زدايد!
    
    خاطره اي تلخ واقعيتي شيرين پژمان كريمي
    
 روزنامه كيهان، شماره 19503 به تاريخ 13/8/88، صفحه 10 (ادب و هنر)




    دفعات مطالعه اين مطلب: 34 بار
 

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

تبليغات
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
كيهان
ساير روزنامه ها را در سايت هاي اختصاصي شان مطالعه نماييد.
 پيشخوان
هفته نامه هنرمند
متن مطالب شماره 88، مرداد 1389را در magiran بخوانيد.

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1389-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.

توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.
 
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655

فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوی اخبار و مطالب منتشر شده در نشريات اطلاعی نداريم!

توصيه می کنيم هنگام استفاده از اين سايت یه ويژه در هنگام جستجو از مرورگر IE استفاده کنيد.